سومین نشست بین المللی الهیات تطبیقی

سومین نشست بین المللی الهیات تطبیقی

سومین نشست بین المللی الهیات تطبیقی – انسانیت غیر مشترک: مرز میان انسان و حیوان

سخنران: آقای دکتر کیاشمشکی (زید عزه)

در آغاز سخنان خویش استاد کیاشمشکی جهت کسب اطلاعات بیشتر در مورد نظریات فلاسفه غرب در باب طبیعت انسان، کتابی را توصیه کردند به نام Ideas of Human Nature نوشته راجر تریگ که به فارسی نیز ترجمه شده است.

استاد خاطر نشان کردند که هر چند گاهی به نظر می رسد که در اسلام بحث محوری، خدا باشد اما در واقع به نظر وی، در فلسفه، عرفان و حکمت اسلامی محوراصلی انسان بوده است و حتی قرآن، کتاب انسان محمور و انسان شناسی است.

در ادامه ایشان اشاره کردند به اینکه مشکل عمده فلسفه غرب این است که به تدریج از متافیزیک، ontology، و epistomology، فاصله گرفت و از کانت ذکر می کند که به این نتیجه رسید که ذهن انسان قادر به فهم مسائل متافیزیک نیست در حالیکه که عمده مباحث مربوط به انسان مباحث متافیزیکی است.

نتیجه این تفکر غربی، کوچک کردن انسان است و در نهایت تصوری از انسان ارائه می دهد که تمایز او با حیوان کم می شود. و دلیل این به خاطر علوم جدیدی که کشف شده نیست، بلکه بر می گردد به جریان فکری فلسفه غرب که مبنی است بر حس و تجربه گرایی.

ایده اول به نظر استاد این است که اول باید methodology درست برای بحث انسان شناسی مشخص کنیم که قرار است با چه روش شناسی انسان را بررسی کنیم؟ اگر روش مناسبی انتخاب نشود به بی راهه و انحراف کشیده می شویم همان گونه که ارسطو و ابن سینا با روش نامناسب سراغ این بحث ها رفتند. روش درستی هم روش فلسفی، عقلی و تحلیلی است و روش علمی و آماری که در علوم طبیعی جواب می دهد در انسان شناسی در ابعاد متافیزیکی جواب نمی دهد.

ملاصدرا روش شناسی خاصی را ارائه می دهد. وی معتقد است عقل از تجربه کمک می گیرد و بعد آنرا باز خوانی می کند، از اندیشه های خود بر تجربه بار می کند و یک دیالوگ و کفتگویی با جهان برقرار می کند؛ در قرآن کریم استعاره شده است به اینکه جهان کتاب خداست؛ این کتاب باید خوانده شود و عقل انسان قابلیت و قدرت خواندنش را دارد. و فرق عمده انسان با حیوان در این است که حیوان نمی تواند این کتاب را بخواند چون بخشی از کتاب است اما انسان موجودی است که کتاب را می خواند، مرور می کند و با خدا وارد مکالمه می شود.

به نظر استاد روش شناسی صدرائی خوب رفته جلو و اما روش شناسی غربی خیلی سطحی نگر است و انسان را خیلی کوچک نشان می دهد در حالیکه که او مظهر خدا و صفات اوست و خدا گونه ی زمینی است همانگونه که در قرآن فرمود: إنی جاعل فی الأرض خلیفه[۱].

 ملاصدرا با روش شناسی خود به اصل تشکیک می رسد که خیلی از مشکلات را حل می کند. قانون تشکیک: نظام وجود یک نظام پیوسته و وحدانی و واحد است و در عین وحدتش مدارجی و مراتبی دارد. اینگونه نیست که یا یک باشد و یک سطح و یا چند باشد و گسسته. این مشکل در فلسفه غرب وجود دارد و آنها به این دوگانگی گیر کردند. همه چیز یا باید یک باشد یا چند و در نتیجه منجر شده به فیزیکالیسم و ماتریالیزم و رداکشنیالیزم. در این صورت خدا، فرشته، روح و…  نمی تواند از این بستر جدا باشد و باید فیزیکال و مادی باشد و هر چیز ماوراء باید حذف شود. اما تشکیک صدرایی هم وحدت نظام وجود واقع را دربر می گیرد و هم کثرت آن را و دیگر مشکل دئالیزم که در فلسفه دکارت دیده می شود پیش نمی آید.

از نتایج تشکیک این است که دیگر غیب چیز ما وراء نیست بلکه باطن همین جا است و مثل معنی و متن می ماند. اعتقاد به تشکیک هیچ تضادی هم با آموزه های دینی ایجاد نمی کند و بلکه کمک می کند تا آموزه های  دینی را درست بفهمیم.

در شواهد الربوبیه، ملاصدرا درباره تدریجی بودن رشد انسان سخن به میان آورده است و می گوید که انسان از عنصر شروع می کند و تمام مراحل عنصری تا طی می کند تا برسد به ترکیبات عالی یا نباتی، سپس مراحل نباتی را طی می کند تا برسد به مرتبه کاملترین نباتات که شبیه به حیوانات است. از این هم می گذرد تا می رسد به پیچیده ترین گونه حیوان که ملاصدرا میمون را مثال میزند و از این گونه هم میگذرد و می رود بالاتر.

استاد از تمثیل شهید مطهری تعریف می کنند که می گوید نوزاد پروانه که کرم است، از گونه دیگر است در طبقه بندی جانوری اما از همان کرم پروانه به وجود می آید و نفس مجرد ما هم در مرتبه کرم است اما کرمی که مقطع ملکوتی در آن رویش پیدا می کند و وقتی می میریم می بینیم چگونه نفس وارد عالم ملکوت می شود.

دکتر با این تأکید بحث را خاتمه دادند که بین انسان و حیوان خیلی فرق وجود دارد. در این نظام تشکیکی انسان می تواند تا اعلی علیین بالا برود اما حیوانات حد وجودی مشخصی دارند و نه تنها حیوانات بلکه حتی ملائکه: ما منا إلا له مقام معلوم[۲]. پس اناسن را کوچک نکنیم و شباهت های ظاهری میان انسان و حیوان ما را فریب ندهد.

نشست با پاسخ به سؤالات به اتمام رسید.

[۱] سوره بقره، آیه ۳۰

[۲] سوره صافات، آیه ۱۶۴

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *